|
***سقف دلتنگی من*** هنوز در به در کوچه های خاطره ام/هنوز اسم تو مونده گوشه حنجره ام/هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو/در انحصار غم عشق در محاصره ام...
|
||
|
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/01/5 به لطف نازنین جون
شب سوگند خویش را از یاد برده است، آرامش پاره پاره در خلوت جیرجیرکها _ گلوی مهتاب ، بریده از لجبازی ابرهای تیره ، سکوت سیاه آسمان و غرابت هم آغوشی با مرگ ، شب پرده های موهوم، دست به دامان سوسوی چراغی در باد ، اشک مهتاب را به انتظار نشسته اند _ نفرین به تنهایی هفت رنگ ! باز هم تن تب دار من و رقص اضطراب در چارچوب لحظه ها ، آسمان... خیالهای دور مرا تسلیت گفته است مهتاب ، اضطراب لحظه های مرا بر اتاقهای بی تو می رقصد سکوت قاصدک در حوالی گریه های شبانه ام آشفته است
تنها که شدی سری به خلوت خود بزن ! شاید دست های بریده مرا به غربت شانه هایت تبعید کرده اند! ای کاش عبور لحظه های من در امتداد آینه بود تا تمام با تو بودن را، دوباره تکرار می کردم .. !! نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/01/11 به لطف نازنین جون
دوباره من ، دوباره تو دوباره آن نگاه تو دوباره قلب من که می تپد برای تو دوباره حس عاشقی دوباره قصه همیشگی دوباره شاخه های یاس دوباره قصه نیاز دوباره من ، دوباره تو ؛ دوباره عشق... نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/01/11 به لطف نازنین جون
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1390/01/9 به لطف نازنین جون
هفت روز هفته را حیران حیرانم جمعه ها دل و دماغ هیچ شنبه ای را ندارم پنج شنبه ها از سر شلوغی به سر خاک خودم نمی روم ! از چهارشنبه ها تنها چهارشنبه سوری را می شناسم ، آن هم از ایام کودکی... شب سه شنبه با چند ماده و تبصره های فراوان می ماند یکشنبه و دوشنبه که سال هاست این روزها در تقویم شخصی من جای مشخصی ندارد... !! نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
شاید از مد افتاده باشد. شاید دیگر اندازه ام نباشد. اما هم چنان عطر خاطره می دهد پیراهنی که تو روی شانه هایش اشک ریخته ای !!!
با گفتن یک عزیزم جایت خالی ست ! نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر ! فقط ... دل خوش می شوم که هنوز ، بود و نبودم برایت مهم است !!! نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
حاصل اعتقاد یک کودک به این که خورشید هیچ گاه دلش را نمی شکند ... میلاد یک آدم برفی ست !!!
گیرم که تمام آثارم را از لحظه لحظه زندگی ات پاک کردی ! با قلبت چه خواهی کرد ؟!!
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 به لطف نازنین جون
|
|
|
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||